با گاوهایم کار آفرین شدم!



در انتهاي محمد شهر كرج و در يكي از كوچه هاي فرعي آن سه در طوسي رنگ بزرگ به چشم مي خورد .درهائي كه به گاوداري؛ ماهرخ فلاحي برگزيده سه دوره گاودار نمونه كشور مي رسد . ماهرخ فلاحي 65 ساله اولين زن گاودار صنعتي ايران پرتحرك و پرجنب و جوش است . با لباس كار سفيد و چكمه هائي بلند پلاستيكي كه به پا دارد با هيجان زياد همه گاوداري اش را كه بسيار منظم و تميز است نشانم مي دهد . در ابتداي گاوداري اش گوساله هاي كوچك را نگه مي دارند. گوساله هائي كه تازه متولد شده اند و از سطلهاي فلزي كوچك روبروي اصطبل شان شير مي نوشند. بعد از آن سوله هاي ديگري قرار دارند مكاني كه با نايلون پو شانده شده و گاوهائي كه تازه زايمان كرده اند در آن نگهداري ميشوند .گاوهائي كه ماهرخ با حساسيت زيادي درباره انها سخن مي گويد و هنگام زايمان شان تا صبح بالاي سر انها بيدار مي ماند.در بخشهاي ديگر هم ساير گاوهاي شيري نگهداري مي شوند . خانه ماهرخ درست وسط گاوداري اش واقع شده است به قول خودش خانه كه نه برج ديده باني. جائي كه پيش از بازنشستگي آن را براي كار و زندگي در كنار هم انتخاب كرد . وقتي در گاوداري حضور ندارد با دوربين دو چشمي اش همه امور را زير نظر مي گيرد .پشت پنجره مي ايستد و با دوربين شكاري اش در طول شبانه روز دايماً دامداري اش را كنترل مي كند. درباره انتقال خانه به دامداري اش با لبخندي بر لب مي گويد: «رفت و آمد بين تهران و كرج برايم مشكل بود. اما دليل اصلي انتقال نظارت مستقيم بر دامداري بود. چون كار با موجود زنده نيازمند مسووليت پذيري زياد است. آن زمان كه در تهران زندگي مي كردم ناگهان خبر مي رسيد گاوم زايمان دارد و تا خودم را به بالاي سرش برسانم بلايي سر گاو آمده بود; با اين كه تنها نيستم و ده كارگر دارم اما هدايت كارها به عهده من است.» ماهرخ كه از اعضاي هيات مديره زنان مدير كار افرين است . وقتي38 ساله بود به فكر ايجاد كسب و كارش افتاد: «آن روزها زن نسبتاً جواني بودم با 20 سال سابقه كار در آموزش و پرورش اما هنوز جنب و جوش و انرژي زيادي داشتم. دو فرزندم هم درسشان به پايان رسيده و تنهايي در انتظارم بود.» او كه فارغ التحصيل كارشناسي ارشد علوم تربيتي و زبان است سال ها در اين رشته ها تدريس كرده بود. در همان سال ها به عنوان يكي از دبيران برتر زبان برگزيده و عازم كشورهاي آمريكا و اسپانيا شد تا دوره خاص آموزش نابينايان با خط بريل را بياموزد:«دوره هاي آموزشي خط بريل را به صورت لاتين آموختيم و براي نخستين بار در ايران بر الفباي فارسي پياده كرديم.» آهي مي كشد و دستانش را كه پر از چين و چروك است بر هم مي گذارد: «با آن همه كار و فعاليت بازنشستگي برايم ترسناك بود بنابراين خيلي زود خانه بزرگمان در تهران را تبديل به آپارتماني كوچك كردم و با مازاد آن دامداري با هفت گوساله در محمدشهر كرج احداث كردم.» حالا 200گاو در دامداري اين زن كارآفرين نگهداري مي شود .به سمت راست دامداري اش مي رود و مدام با مهندس دامپروري كه همراهش است درباره وضعيت دامها صحبت مي كند. در يكي از سوله ها گاو مريضي نگهداري مي شود با سرمي كه به او وصل شده است .دربخش ديگر دامداري اوقسمت شيردوشي صنعتي قرار دارد جائي كه به ظرفهائي پر از شير منتهي ميشود جائي كه ماهرخ اسم استخر شير را بر آن گذاشته است . سالن ها نظم خاصي دارند و همه كارگرها موظفند قبل از شروع كار با رعايت اصول بهداشتي كار شير دوشي را انجام دهند انبار علوفه و غذاي دام ها هم بخش ديگري است كه او آنها را نشان مي دهد . ماهرخ در شروع كارش سررشته اي از دامداري صنعتي نداشت اما به خاطر علاقه به اين كار يك لحظه هم از پاي ننشست:«در مدت كوتاهي كه فرصت داشتم تا گوساله هايم رشد و سپس توليدمثل كنند در بسياري از سمينارهاي خارجي و داخلي گاوداري صنعتي و تمام دوره هاي آموزشي دانشگاه ها شركت كردم.» در سال هاي نخست كار براي زايمان گاوهايش از دامپزشك استفاده مي كرد اما خيلي زود اين كار و ساير مراقبت هاي بهداشتي از دام ها را آموخت: «الان فقط براي سزارين از دامپزشك استفاده مي كنم.» دست هايش را نشان مي دهد كه پر از چروك و به قول خودش مردانه است: «به دستهايم خيلي فشار مي آيد اما هرگز از كارم خسته نمي شوم.» او گاوهايش را آن قدر دوست دارد كه به قول خودش حتي در مسافرت ها بيش از همه حتي اعضاي خانواده نگران شان مي شود. حرفه ماهرخ به سرعت گسترش يافت بعد از يك سال هفت گوساله به 14 تا و سال بعدش به 28 عدد تبديل شد. انقدر به اين موجودات اهلي علاقه دارد كه وقتي وارد خانه اش مي شوي خيلي زود به حرفه اش پي مي بري همه وسايل خانه اش طرحي از گاو دارند. گاوهاي شيشه اي ؛فلزي و گچي و... كه به عنوان مجسمه از انها استفاده مي كند و البته قاب دستمالهائي كه عكس گاو بر آنها دوخته شده اند .هنگام ورود به خانه مدالهاي مختلفي را كه براي موفقيت در كارش دريافت كرده نيز در كمدي مجزا به نمايش گذاشته است . «خيلي زود و به صورت تصاعدي تعداد گاوهايم افزايش يافت بنابراين تصميم به اصلاح نژاد گرفتم و اسپرم هاي منجمد وارداتي را خريداري و به گاوها تلقيح كردم در نتيجه گاوي كه در سال نخست بين 18 تا 20 كيلو شير مي داد اكنون با اصلاح نژاد 65 كيلو شير مي دهد." يكي از اين گاوهاي اصلاح نژاد شده را در انتهاي دامداري يك هكتاري اش نگه مي دارد ..گاوي بسيار بزرگ كه وزنش از دو تن هم بيشتر است و به قول ماهرخ از نظر وزن و قد و ژنتيك در كشور منحصر به فرد است. اين گاو آن قدر بزرگ هست كه براي اينكه به ديگر دامها آسيبي نرساند در گوشه اي از گاوداري به تنهائي نگهداري مي شود و با اينكه قيمت زيادي دارد در گوشه گاوداري نگهداري ميشود . او كه مدام به فكر نو اوري در كارش است پس از اصلاح نژاد ايده هائي ديگري را نيز اجرائي كرد :" انتقال جنين يكي از اين كارها بود همه مراحل كار از جمله هورمون تراپي را خودم انجام مي دهم. هنگام سيكل ماهانه گاو آن ها را هورمون تراپي كرده كه در نتيجه آن، يك گاو، به جاي يك تخمك 30 تخمك آزاد مي كند و در نتيجه چند قلو مي زايند.» اين نوآوري ها دلايل اصلي موفقيت اين زن دامدار كارآفرين محسوب مي شود. گوساله هاي نر او اكنون با قيمت بسيار مناسب توسط مركز اصلاح نژاد خريداري و لطمه اقتصادي حاصل از خريد ارزان شيرش را جبران مي كنند. اما ماهرخ مشكلات آغاز كار را به هيچ عنوان فراموش نمي كند; سالي كه سل گاوي شيوع يافت و همه گوساله هايش را نابود كرد اما او از پاي ننشست شايد به همين خاطر است كه هر دانشجويي كه براي كارآموزي به او مراجعه مي كند جواب رد نمي شنود: «كارآموزي در دامداري ها خيلي دشوار است. چون بيش تر دامداران سرمايه داراني هستند كه دامداري شان را در اختيار كارگرشان قرار داده اند كارگراني كه خود نيز از اصول علمي كار بي خبرند. بنابراين هيچ وقت از آموزش علاقه مندان به اين حرفه خودداري نكرده و آن ها را با دل و جان در دامداري ام مي پذيرم.» با عشق و علاقه زيادي به هر سو از گاوداري اش مي رود و به كارها سر و سامان مي دهد . دستورهاي لازم را مي دهد حال گاو مريضش را مي پرسد و با دلسوزي خاصي با كارگرها سخن مي گويد .جوان تر وسرحالتر از سنش به نظر مي رسد و با اينكه هر روز كارش را از صبح خيلي زود شروع مي كند هرگز از خستگي گلايه نمي كند : «گاهي خودم را با هم سن و سال هايم مقايسه مي كنم خوشبختانه به علت تحرك زيادم هنوز از همه آن ها سالم تر و قوي ترم.» هر روز ساعت پنج صبح كارش را با اولين شيردوشي گاوها آغاز و ساعت 12 شب با آخرين شيردوشي به پايان مي رساند. البته اين فقط برنامه بعضي از روزهاي زندگي اش است چون زماني كه گاوهايش زايمان دارند يا بيمارند مجبور است تمام طول روز و شب كنارشان بماند و آن وقت است كه شيفت كاري اش شبانه روزي مي شود. لبخندي مي زند و با شير تازه گاو از ميهمانانش پذيرائي مي كند: «اگر زنان توانمندي شان را نشان دهند مي توانند همه مشكلات را ناديده بگيرند. تا زماني تبعيض وجود دارد كه زنان خودشان را دست كم مي گيرند اگر زني تواناييش را ثابت كند بهتر از مردان در هر سيستمي پذيرفته مي شود.» او به عنوان اولين زن گاودار صنعتي هر چند مشكلات زيادي را از سر گذرانده اما به تمام معنا خود را يك كارآفرين مي داند: «كارآفريني مثل يك توپ است كه اگر زمين بخورد بالاتر مي رود. من در زندگي هرگز از مشكلات نترسيدم و از اين پس نيز از آن ها نخواهم هراسيد.»


شماره مقاله: 6864

مسیر:
صفحه اول > اقتصاد زنان 

http://ir-women.net